من خودمم
خودمونی
هدف همه ما در زندگی خواهان سلامتی ثروت قدرت و برکت هستیم همه ما درخلق وضعیتی که داریم نقش داریم طبق آخرین نتایج منتشر شده افکار ما از جنس انرژی هستند و ما با انتشار افکارمان به هستی حتی در وزن و حجم هستی تاثیر گذار هستیم وقتی قرار است به وضعیت خود نگاه کنیم معمولا به دنیای بیرونمان نگاه میکنیم و کمتر به دنیای درون و افکارمان نگاه میکنیم در حالیکه اگر خواستار تغییر در دنیای بیرون هستیم حتما باید یک تغییر و تحول در آگاهی ما داده شود باید خود را هماهنگ با موسیقی هستی کنیم.هر کدام از ما صدای یک نت از این نوای الهی هستیم باید به بهترین وجه خود را نشان دهیم تا ضرباهنگ کاینات به خوبی نواخته شود.مشکل بسیاری از ما این است که نمیدانیم چرا به این دنیا آمده ایم و از این فرصتی که به ما داده شده چگونه میخواهیم استفاده کنیم؟گاهی اوضاع بدتر است فکر میکنیم که باید در فقر و بیماری و فلاکت زندگی کنیم و ما هیچ سهمی از لذت نداریم!و بدتر اینکه اکثرا فکر میکنیم که ما محکومیم به شرایطی که در آن هستیم!وبیشتر دیگران را زیر سوال میبریم تا خودمان!البته دلیلش پر واضح است اینگونه فکر کردن راحت تر از این است که خودمان را زیر سوال ببریم جک کامفیلد میگوید:شادی حق طبیعی توست و تو موظف هستی تا از طریق موهبتها و استعدادهای الهی ات، به روشی که لذت را برایت به ارمغان بیاورد خودت را ابراز کنی با اینکار میتوانی دین خود را به دنیایی که در آن زندگی میکنی ادا کنی ما همه مسئول افکار،رفتار و اعمال خودمان هستیم و باید بتوانیم برای خود زندگی زیبا و شایسته ای خلق کنیم.در ابتدا باید هدف و رسالت خود را بیابیم.در کتاب کلید کاربردی قانون جذب طی انجام مراحلی میتوان هدف و رسالت خود را نوشت باید بایستیم و چند لحظه ای را فقط به خودمان اختصاص دهیم تا بتوانیم نتیجه درستی بگیریم.باید خودمان را پرسه زنیم، بی نقاب باید با خودمان مواجه شویم ۱. فهرستی از تمام اوقاتی که احساس شادی و سرزندگی میکنید تهیه کنید خوب دقت کنید وجه تشابه بین این لحظات را ردیابی کنید این تشابهات نشانه مقصود زندگی شماست ۲. مواهب الهی که در اختیار دارید را بنویسید ۳. لیست مهارتها و استعدادهایتان را بنویسید ۴. در جه مواردی شور و شوق دارید؟ ۵. نکات مثبت خود را بنویسید،بقیه در چه مواردی از شما تعریف کرده اند؟ ۶. اگر در اختیار شما بود چه چیزی را در دنیا تغییر میدادید؟ بعد از تهیه این چند لیست که شاید چند ساعتی وقت شما را بگیرد راحتتر میتوانید هدف زندگیتان را تعیین کنید.وجه اشتراک این لیستها را پید کنید و در کنار هم قرار دهید آنگاه میتوانید هدف و ماموریت زندگیتان را پیدا کنید.بعد ازنوشتن رسالت زندگیتان قطعا هدفمند تر پیش خواهید رفت.ادامه دارد.............. انسان به جانب انسان باز میگردد احمد شاملو پی نوشت : از دوستان که بد قولی هام رو تحمل کردند صمیمانه عذر می خوام .
شاید حوصله ات سر رفته بود یا دلتنگ بودی یا... بگذریم نمی دانم! تمام شد! دلخوشم ، تازه ز غمها گله دارم با تو دل به تاراج همين قافله دارم با تو چشم بر سر شدن غائله دارم با تو شرح اين عشق تو گو ، حوصله دارم با تو عشق نو خواندن اين باطله دارم با تو دل به آبادي اين زلزله دارم با تو عمر من ! تا به ابد هلهله دارم با تو تنهایی خیلی سخته وقتی چشات به راهه، وقتی شبات سیاهه، وقتی بدون ماهه، دل بستگیتو بردار پیشه خودت نگه دار، هر وقت که تنها شدی منو به یادت بیار. تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توام زیر آوار مصیبت یا که بارون با توام دل به دریا زدم و کاری به دنیا ندارم تو سکوت سنگی دنیا غزلخون با توام هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر میخواد خودت اون وقت میبینی چقدر فراون با توام سخت گرفته همه دنیا که تورو رها کنم تو هجوم سختیا ببین چه آسون با توام تو زمستون سیاه و سینه سوز روزگار سخته باور مثل جنگل تو بهارون با توام غرق موج عشقتم هرجا بری باهات میام تو سکوت برکه و خروش کارون با تواام
این گره کز تو بر دل افتادست کی گشاید که مشکل افتادست ناگشاده هنوز یک گرهم صد گره نیز حاصل افتادست چون نهد گام آنکه هر روزیش سیصد و شصت منزل افتادست چون رود راه آنکه هر میلش ینزلالله مقابل افتادست چونکه از خوف این چنین شب و روز عرش را رخت در گل افتادست من که باشم که دم زنم آنجا ور زنم زهر قاتل افتادست هست دیوانهای علی الاطلاق هر که زین قصه غافل افتادست عقل چبود که صد جهان آتش نقد در جان و در دل افتادست فلک آبستن است این سر را زان بدین سیر مایل افتادست همچو آبستنان نقط بر روی میرود گرچه حامل افتادست نیست آگاه کسی ازین سر ازانک بیشتر خلق غافل افتادست قعر دریا چگونه داند باز آن کسی کو به ساحل افتادست گر رجوعی کند سوی قعرش گوهری سخت قابل افتادست ور کند حبس ساحلش محبوس در مضیق مشاغل افتادست هست در معرض بسی گرداب هر که را این مسایل افتادست خاک آنم که او درین دریا ترک جان گفته کامل افتادست هر که صد بحر یافت بس تنها قطرهای خرد مدخل افتادست جان عطار را درین دریا نفس تاریک حایل افتادست باز هم روز ت انسان به جانب انسان باز میگردد احمد شاملو پی نوشت : از دوستان که بد قولی هام رو تحمل کردند صمیمانه عذر می خوام .ولد خود را بی تو جشن می گیرم
اکنون تجربه می کنم هفدهمین سالمرگ زندگیم را تو بیا نگاه کن که چه زشت به لحظه های بی تو بودن می خنددشب قبل از مرگ هوا ابری و آسمان بارانی بودواژه ها چه سخت به ذهن آبی ام تلمبار می شونداید گلایه خواهند کرد از نبود و نیامدنتو بگو کدام شب را بی فکر من روز می کنی؟دام جادو لحظه هایت را پر کردهه حتی نگاهی به تنهایی ام نمی کنی؟ روز مرگ من باز فرا می رسد من اینجام ... اینجا گور من اینجاست مرا پیدا کنر که خواهی باش ، اما باش رای زخم مرده دلم مرهم باش مانیکه آرزو هایم را با خود به گور می برم برای آرزو هایم فاتحه بخوانید
یه جدولم که خونه هاش همیشه خالی می مونهه جدولم که حرفاشو جز تو کسی نمی دونه جدولی که معماهاش هزار تا هست هزار تا نیستاگه خواست کسی بدونه اول و آخرش یکی است اگه تو رو پیدا کنم یه جدول کامل میشمگه بازم پیدا نشی خط می خورم باطل میشم ادته که زیر بارون تو دعا کردی بمیرمنم قول دادم که دیگه عکستو بغل نگیرم و دعات گرفتو مردم اما عاشقم هنوزم ا همون یه قاب عکست می گذرونم شب و روزمحظه های آخر تو میره از یادم به سختی درقه ات اومدم اما دست تکون ندادی رفتیه دلخوشی دارم هنوز حالا که دارم میمیرمر وقت که بارون می باره تورو کنارم میبینمگاه به چشم خیس من به عشق پاکم نکنید فیق من رفته سفر چند روزی خاکم نکنید ای عشق مدد کن به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم .-.-.-.--.-.-.-.--.-.-.-.--.-.-.--.-.-.--.-.-.-.--.-.-.--.-.-.-.-.--.-.-.-.--.-.-.--.-.-.-.-.--.--.--.--.--.--.-.- من میرم واسه همیشه آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم چـمــدون رویـــاهـــامـو دیگه برداشتم و بستم از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی -----------.....................----------------------........................------------------........................---- میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه اگه بری شبا چشام یه لحظه ام خواب ندارن آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن راستی دلت میاد بری؟ بدون من بری سفر؟ بدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر؟ اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم؟ اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟ حتی اگه دلت نخواد اسم تو , تو قلب منه چهرهء تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه ديگه خسته شدم دارم كم ميارم دلم تنگ شده و ديگه نا ندارم همش فكر توام همش بي قرارم ديگه اشكي برام نمونده كه بخوام برات گريه كنم فداي اون چشات دلم داره واسه تو پر پر ميزنه تو رفتي و هنوز خيالت با منه بدون تو كجا برم كنار كي بشينم تو چشماي كي خيره شم خودم رو توش ببينم تو كه نيستي به كي بگم چشاشو روم نبنده به كي بگم يكم نازم كنه كه بهم نخنده بدون تو با كي حرف بزنم دردت به جونم تو اين دنيا به عشق كي به شوق كي بمونم به جون چشمات از تموم اين زندگي سيرم تو كه نيستي همش آرزو ميكنم بميرم
حتی وقتی که به چشمام رنگ حسرت رو بپاشی زندگی ادامه داره مثل یک قصه زیبا مثل یک حس رسیدن مثل عطر خوش سیبا زندگی ادامه داره ولی تو نیستی کنارم حتی وقتی هم نباشی همیشه تویی بهارم زندگی ادامه داره مثل قصه ی رسیدن مثل طعم عاشقی رو در کنار هم چشیدن زندگی ادامه داره جاده ها منتظرن باز دوست دارم وقت رسیدن تو برام بخونی با ساز زندگی ادامه داره چی می شد بودی کنارم توی شبهای بهاریم تو بودی تنها ستارم زندگی ادامه داره مثل اهنگ تپیدن مثل موج ناز چشمات که به ساحلا رسیدن زندگی ادامه داره این حقیقیت شده اینجا دیگه فصل شادیهاست دور بریز غصه و غمها زندگی ادامه داره جاریه مثل دو تا موج موج اولش دیده بال و پر بگیری تا اوج زندگی ادامه داره موج دومش تو باشی می تونی به زندگیمون زنگ خوشبختی بپاشی زندگی ادامه داره دوست من باید بمونی تا که هنگام رسیدن شعر خوشبختی بخونیم
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست وقتی هیچ دری به روی پاشنه اش نچرخد، وقتی گل ها، بوی آهن دهند، وقتی حسابت نكنند، وقتی همیشه همه چیز یکنواخت باشد، وقتی دیگر كسی قلب نداشته باشد، برای عاشقی و وقت نداشته باشد، برای انتظار! وقتی دیگر اشك از چشم ها فراری باشد و لبخند با لب، غریبه! چرا مانده ایم؟؟؟ دوراهی رفتن و ماندن! ماندن و هم جهت شدن با باد، یا رفتن و از غم دوری خواندن. خوش به حال او كه رفت و ماند از او یك جای خالی... رفتن، ارزان تر است! فقط كافیست یك گام برداشت و خطی قرمز به دور همه آرزوهای محال كشید. خط خطی ها : -تنهایی شاید یه راهه راهیه تا بی نهایت قصه ی همیشه تكرار هجرت و هجرت و هجرت... "ایرج جنتی عطائی" -بار و بندیل و ببند و اینجا دیگه جای تو نیست تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست... "محسن یگانه" -همیشه ایمان داشته ام سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد؛ حتی وقتی که می خواهی بگویی خداحافظ! -در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد، هیچ حرفی را باور نكنید! "علی شریعتی" در نظر سنجی هم شرکت کنید سلام خدا از من دیوونه سلامی مخلصا نه وقتی میگم دیوونه ام همه میخندند میگن شکسته نفسیه یا شوخیه ولی خدای من خود میدانی که دیوونه ام دیوونه قدرتت ٬داده هات٬نداده هات مخلص اراده ازلی و ابدیت خدایا با تمام ناپیداییت برایم پیدای تمامی پیدایی که همیشه جلوی چشام با هام حرف میزنه خدایا نمیخوام ازم غافل بشی چون منه بنده حقیر اون وقت زود خودمو گم میکنم سایه ات هماره باید سایه سارم باشه تا بر خود ببالم چون خود میدانی من به واقع کسیرو ندارم ٬همه کسم تمام زندگیم تویی تو اگه نباشی هیچم ٬پوچم٬طفیلی سر گردانم من بنده گناهکار توام وتو بخشنده متواضع خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! دوست داشتن منه بنده گناهکارو بپذیر وهماره در پناه خودت قرار بده تا من ببالم بر خود که چنین پناه دهنده ای بی ریا و قدرتمند دارم من بنده ناچیز توام من قایق شکسته ای در طوفان زندگیم که دریای نا امنو برا خود از تو به امنیت میخواهم خدایا دوست دارم دوست دارم دوست دارم شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررت رویش عشق آسمان دل همچون روزبرفی مه آلود بود کلبه زندگانی دلگیر وخالی از شور بود دل درتب وتاب لحظه های جاودانی با بختک ناامن زندگی در ستیز بود دل بوی سیب میخواست و تمنای دوستی ازفصل غریبی و انتظار به راه خسته بود دل در خاطره غربت بی او بودن درزمزمه های دلتنگی وغریبی اسیر بود دل در شوق رویش جوانه های عشق ار دستهای بی حس وسرد بیزار بود دل در باغچه اش بارویش فصل سبز عاشقی بارزوهای سرد تنهایی در وداع بود
ای sms برو پیش اونی که بهش فکر میکنم.! اگه کارداشت مزاهمش نشو ْ . اگه خواب بود آروم ببوسش ُ. اگه تورو خوند بهش بگوئوستش دارم ...
بی تو نفس کشیدن آه چه سخت و دشوار ... باردیگر بگیری نفرین به تو هزار بار ... یار بیا تو پیشم نامت سر زبان هاست ... گفتم میبوسم تورا گفتی تمنا میکنم ... گفتم اگر بیند کسی گفتی که حاشا میکنم ... گفتی که چون بینی مرادر چشم چون آیینه ات... گفتی که از بخت بدم عریان تماشایت میکنم...
بعضیا باغصه پیرن بعضیا با غم اسیرن بعضیا از بس عزیزن از دلا بیرون نمیرن
چندیست که بیمار وفایت شده ام در بستر غم چشم به راهت شده ام این را بدان اگر بمیرمروزی مسئول تویی که من فدایت شده ام
میگن غروب آفتاب غمگینه ... ! اما هیچ غروبی غمگین تر از دوری تو نیست
نمیدانم کجای من نشستی قشنگی های فردایم توهستی یگانه کنج دنیام تو هستی
ما فقیران قلبمان بی کینه است دوستی با هر کی کردیم جای او در سینه است
دم هر چی رفیق گرم.. کمر هر چی نارفیقه غم .. روی هرچی بی مرامه کم.. برای دشمنانت آرزوی زلزله ی بم.. زیر چشم دشمانت نم .. امید وارم نبینی غم...
به یه پیر مرد میگن آرزود چیه میگه کاش می شد میگن چطوری 

انسان به انسان میاندیشد
تا بدینجا، حاصل زندگی، همه این بوده است که توانستهام دریابم
شنبه، نام دیگر جمعه است و
فردا، یعنی هرگز.
با تو از قافله ي درد ، دلم غافل نيست
جنگ سردي است ميان من و دل ، مهرت کو
شرح تکراري غم ، گوش دلم را آزرد
قصه ي عشق مرا صفحه ي دل حک دارد
لرزه اي تازه بيفکن به دلم با چشمت
جشن ديدار تو هر ثانيه اش خود عمري است
عاشق تنها...!!! هیچ وقت...
ای شهر پر خروش, تو را یاد میکنم
دل بسته ام به او و تو او را عزیز دار
من با خیال او دل خود شاد میکنم
باز هم پنجره تنهايي دست لرزان مرا مي طلبد
و سکوت !
باز بر حال دلم مي گريد
زائر پهنه خاموش دل خود بودم
من پرستوي مهاجر بودم
من در آن وسعت پر حوصله دشت چه تنها بودم
هر چه آواز رهايي خواندم
چه غريبي سخت است
با چه کس شکوه کنم ؟
با چه کس فاش کنم ؟
من ز بي همدردي
من زبي همسفري
با شب و پنجره ها همسفرم
من غريبم در راه
من سراپا همه اندوه و خزانم امشب
هديه ام را بپذير
هديه ام راز من است
راز بالي ز خمي
راز يک قلب ز جنس شيشه
که به عمق نفرت زخم برداشته و مجروح است


انسان به انسان میاندیشد
تا بدینجا، حاصل زندگی، همه این بوده است که توانستهام دریابم
شنبه، نام دیگر جمعه است و
فردا، یعنی هرگز.
خستـــم از روزای ابــری خیلی سنگینه نـگاهت
دوست ندارم تو تابستون بشینــم باز ســر راهت
نمیـــخوام بـــازم خیـالت قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای روی پُـــر غـرور و ماهت
آره مـن قـول داده بــودم تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو زیــر رگبــــــار غـــرورت
من فقط یکــم شکستم خوب نگام کنی همونم
دیگــه عین اون قدیمــا چشــــاتو نمیپرستــــم
رخ تــو عین یه بـــــازی منــو مـات قصه هـا کرد
حالا بی اسمـم و تنها پُــرپــاییز و شکستــــم
اینــی که حــــالا میبـینـی دیگه مجنون چشات نیست
دیگه وقتی نیمه شب شه نگـران لـحظه هــات نیست
مـــن بــرام فــرقـی نــداره کـــه تو بــاشی یـا نباشی
خیلـی وقته دیگه نیستی تو دلم جـــایی برات نیست
مـــن سپردمـت به دریــــا عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی
تازه فهمیدم با این عشق زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی
من میرم واسه همیشه
زندگی ادامه داره....
زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی

سلام دوستان گلم
ببخشید که دیر آپ کردم
چند روز هم مشکل داشتم که رفع شد
دوستان من دیگه کمتر میام نت ببخشید
خوب من یه متن کوتاه می گم
و منتظر نظرهای شما هستم![]()
لحظه ها گذر و خاطرات ماندگارند 
حاظرم تمام هستیم رابدهم
تا لحظه ها ماندگارو خاطرات گذرا شوند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

sms های باهال خودم
تقدیم به دوستای عزیزم ![]()
![]()
فدایت ای گل زیبای هستی .
برو بالای پشت بوم ببین باد از کدوم طرفی میاد .. . یه بوس فرستادم منتظرته..
![]()
زنهارا هم مثل پول خورد کرد ![]()
میگه مثلا یه ۶۰ ساله بدی ۳ تا ۲۰ ساله بگیری![]()
![]()
![]()


